ویدئو | آب سد زاینده‌رود به ناژوان اصفهان رسید ویدئو | معرفی کتاب | تبر ویدئو | سفره‌های مهربانی | پارک وکیل‌آباد مشهد ویدئو | محافل قرآنی مشهد: مجمع القرآن و العتره - خیابان مفتح ویدئو | سفره‌های مهربانی در محله طلاب مشهد ویدئو| راز عطر مشهدی ویدئو| معرفی کتاب | نقاشی قهوه خانه ویدئو | رسم نوروزی جالب لُرها از زبان فاطمه گودرزی ویدئو | حال و هوای خاص امام رضایی آرامگاه فردوسی در روز طبیعت حرکت خطرناک یک شهروند و تاب خوردن با جرثقیل در روز سیزده‌بدر ویدئو | روز طبیعت در کنار آرامگاه فردوسی | حال و هوای امام رضایی در کنار حکیم طوس ویدئو| ترک عمیق تاریخ در خانه قاجاری ناظران‌پور در مشهد ویدئو| مشهد زیبا در نوروز ۱۴۰۴ ویدئو| معرفی کتاب | پیرمرد و دریا ویدئو| ترافیک سنگین در بولوار نماز و خروجی مشهد، بزرگراه پیامبر اعظم (ص) (۱۳ فروردین۱۴۰۴) ویدئو| دعوت استاندار خراسان رضوی از مردم برای پیوستن به پویش «یک دو سه طبیعت» ویدئو| از ساختمان صدای دوتار می‌آید | ماجرای خانواده حداد که از معروف‌ترین دوتارسازان خراسان هستند ویدئو | مراسم تشییع پیکر شهدای انفجار کلانتری در مشهد ویدئو | معرفی کتاب | صعود ۴۰ ساله ویدئو| نورنما، هنر نور و نمایش
سرخط خبرها

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت سوم داستانِ زره

مجموعه ۸ روایت تا غدیر داستان‌های کوتاه و صوتی است که در دهه ولایت (عید قربان تا عید سعید غدیر) از شهرآرا نیوز منتشر شود.
  • کد خبر: ۱۱۶۷۳۰
  • ۲۱ تير ۱۴۰۱ - ۱۹:۳۵

به گزارش شهرآرانیوز، این روایت‌ها هرچند کوتاه، اما باز هم شنیدنی است. روایت‌هایی که نشان می‌دهد حضرت علی (ع) چرا جانشین نبی خدا (ص) شد.

ماجرای زره امام علی(ع) و مرد مسیحی

توضیح صحنه: صدای زمزمه‌های چند نفر كه در محكمه هستند، می‌آید. صدای نوشتن قاضی هم شنیده می‌شود.

مرد مسیحی (با پوزخند): می‌خواهم ببینم خلیفه مسلمین كه خودش را آدمی عادل و منصف می‌داند، می‌خواهد مرا متهم كند كه زرهش را دزدیده‌ام؟!

قاضی: چه می‌گویی ای پسر ابوطالب!

علی(ع): این برادر برای من عزیز است و او را متهم نمی‌كنم، اما این زره از آن من است؛ نه آن را فروخته‌ام و نه آن را به كسی بخشیده‌ام و اكنون آن را نزد این مرد یافته‌ام. برای همین از او خواهش كردم كه همراه من به محكمه بیاید.

قاضی: خلیفه ادعای خود را اظهار كرد. تو چه می‌گویی؟

مرد مسیحی: این زره مال من است و ممكن است خلیفه اشتباه كرده باشد.

قاضی: ای علی، تو مدعی هستی و این مرد منكر است. با این حساب بر توست كه برای مدعایت شاهد بیاوری.

علی(ع) (می‌خندد): قاضی راست می‌گوید. اكنون ‌باید شاهد بیاورم، ولی شاهدی ندارم.

قاضی: بسیار خب... پس مدعی شاهد ندارد. محكمه به‌نفع این مرد مسیحی حكم می‌دهد. می‌توانی زره را نگه داری.

مرد مسیحی: از همان اول هم زره از آن من بود...

قاضی: می‌توانید بروید.

راوی: امام علی‌(ع) و مرد مسیحی از محكمه بیرون رفتند.

توضیح صحنه: صدای عبور مردم، گاری‌ها و مع‌مع بزی می‌آید. همهمه‌ای آرام در جریان است.

مرد مسیحی: راستش توقع نداشتم خلیفه این حكم را بپذیرد. این رفتاری نیست كه همیشه از این و آن می‌بینم.

علی(ع): برادر، عدل و انصاف همین را حكم می‌كند!

مرد مسیحی: تو كه خلیفه مسلمینی، می‌توانستی زرهت را با زور هم كه شده است، از من بگیری، ولی با اینكه زره خود را شناختی، این كار را نكردی.

علی(ع): روا نیست مسلمان چنین كاری كند.

مرد مسیحی: اقرار می‌كنم این طرز حكومت و رفتار از نوع حكومت انبیاست... بگیر ای علی... زره از آن توست. من حقی ندارم...

راوی: مرد مسیحی زره را به علی(ع) داد و در روزهای بعد مردم او را دیدند كه مسلمان شده است و حتی در جنگ نهروان در دفاع از علی(ع) می‌جنگد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->